تبلیغات
بزرگ ترین سایت تست هوش - داستان شکلات ها

تست هوش -تست هوش تصویری -تست هوش ریاضی -تست هوش کلامی -تست منطق و...

داستان شکلات ها

تاریخ:جمعه 9 اسفند 1392-11:53 ق.ظ



داستان,داستانهای خواندنی


دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "
بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟
و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
fatibalaaaa
یکشنبه 22 تیر 1393 04:13 ق.ظ
پاسخ محمد مهدی ناظمی :
savrina
دوشنبه 9 تیر 1393 02:35 ب.ظ
عزیییییییییییییییییییییییییززم
پاسخ محمد مهدی ناظمی : هههههههههههههههههههههههههههههه
مجید
یکشنبه 11 اسفند 1392 09:11 ب.ظ
پاسخ محمد مهدی ناظمی : هه هه هه هه هه خندیدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo